محمد مهريار

85

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

به مناسبت گفت‌وگو خواهيم كرد و خود اينها و نام بسيارى از ديه‌ها باز يادآور همان تمدن و آبادى كهن مىباشد . بارى اردستان امروز با ديه‌هاى بزرگ و كوچك و با نامهاى قديم و لهجه‌هاى خاص و خالص در دور و كنار آن ، بىشبهه يكى از مراكز تمدن قديم ايران و مخصوصا دورهء ساسانى بوده است . مؤلف كتاب آتشكدهء اردستان « 1 » سعى بسيار كرده است تا اردستان را به خسرو انوشيروان دادگر منسوب دارد و برخى آن را زادگاه انوشيروان دانسته‌اند و سعى كرده‌اند كه آتشكدهء اردستان را هم به اين پادشاه نسبت بدهند . صرف نظر از اينكه چنين انتسابى با واقعيت همراه باشد يا نه ، علايم و دلايل زبان‌شناسى بسيار ، بر قدمت و سابقهء تمدن اين ناحيه داريم كه رفته‌رفته در طى كلام ذكر خواهيم كرد . واژه‌شناسى : مؤلف كتاب آتشكدهء اردستان براى اردستان وجوه تسميهء بسيار ذكر كرده و از آن جمله كلمهء « آرد » و مىخواهد بگويد چون خاك دور و بر اردستان سفيد است و شبيه به آرد آن را آردستان ناميده‌اند . به عقيدهء من اشتقاق نام اردستان از آرد بىمورد است . اگرچه در ديه‌هاى ديگر به آن برخورده‌ايم منتهى با « الف » ممدود توضيح آنكه « آرد » در بسيارى از امكنهء ايران از جمله اردكان ، اردبيل ، اردل ، اردهال ، اردغان ، اردشير ، اردجان « 2 » ديده مىشود و بىشك اين جزء نخستين نمىتواند از آرد مشتق شده باشد . در تقطيع واژه به دو جزء « ارد + ستان » مىرسيم . جزء آخر پسوند است به معنى كثرت و نسبت و همان است كه در گلستان و كوهستان داريم و اما سخن در جزء اول است . در زبان اوستايى و اصطلاح مقدس كتاب اوستا كلمهء « اش » و « اشون » داريم كه به معناى قدس و مقدس است و اين كلمه در زبان پارسى باستان كه خواهر زبان اوستايى است به شيوهء رايج و معمول اين زبان « ارت » و « ارتون » مىشود و همان است كه امروز ما ارد و اردوان مىخوانيم و مثلا در كلمه « اش » و « هيشت » كه هم نام يكى از امشاسپنتان و هم نام ماه دوم سال است ، كلمهء ارت در زبان پارسى باستان داريم كه ما امروز اردىبهشت مىگوييم . به نقل يونانيان در اسامى معدودى از رجال عصر هخامنشى چون ارتباذ و ارتافرن ( سرداران نامى آن عصر ) باز كلمهء ارد ديده مىشود به‌هرحال در اين موضوع شك نيست كه جزء اول اردستان همان ارت به معناى مقدس

--> ( 1 ) - ابو القاسم رفيعى مهرآبادى . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل همين عناوين .